تبليغاتX
مترسک مزرعه


مترسک مزرعه

الدنیا مزرعة الاخرة

 

با نحوه‌ی اقدام مجلس در مورد  محدود کردن حق نامزدی ریاست جمهوری مخالفم[نقطه]

نوشته شده در یکشنبه 1387/06/31ساعت 2:19 توسط مترسک| |

 

از عجایب روزگار این‌که می‌خواستیم با بی‌سیم رد تماس بزنیم!

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 1387/06/27ساعت 16:22 توسط مترسک| |

 

عجب چیز خوبی‌ست این نوار کاست

بدون این‌که نگران ویرووسی بودنش باشی

می‌گذاری داخل ضبط صوت

و گوش می‌دهی

گوش می‌دهی

گوش می‌دهی!!!

خش هم نمی‌افتد تازه...

نوشته شده در جمعه 1387/06/15ساعت 18:58 توسط مترسک| |

 

نمی‌دونم این روزها تعداد فیلم مزخرف زیاد شده یا من بیش‌تر فیلم می‌بینم!!!!! (می‌فهمی که؟)

 

* کجایند "فیلم‌درست‌کن"های هالیوودی که پشت هر فیلم‌شون حداقل یه هدف سیاسی(ضد اسلامی ـ تقویت کننده‌ی سیاست‌های رژیم اشغال‌گر و حامیانش) دارند!

* کاش کسی هم از این آقایون بپرسه هدف‌شون از ساختن فیلم چیه؟! :razz:

نوشته شده در چهارشنبه 1387/06/13ساعت 21:42 توسط مترسک| |

 

وَ مَن یَتَّقِ اللهَ یجْعَل لَّهُ مخْرَجاً . وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یحْتَسِب وَ مَن یَتَوَكلْ عَلى اللهِ فَهُوَ حَسبُهُ إِنَّ اللهَ باَلِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللهُ لِكلِّ شىْءٍ قَدْراً»؛‌(طلاق/2و 3)

هر كس تقواى الهى پیشه كند خداوند راه نجاتى براى او فراهم می‌كند. و او را از جائى كه گمان ندارد روزى مى‌دهد، و هر كس بر خداوند توكل كند كفایت امرش را مى‌كند، خداوند فرمان خود را به انجام مى‌رساند، و خدا براى هر چیزى اندازه‌اى قرار داد

نوشته شده در شنبه 1387/06/09ساعت 15:15 توسط مترسک|

 

 

 

باران بارید امروز

فکر کردم باید به تو بگویم

که چه بارانی بارید،سنگین ِ سنگین

که من هم خیس شدم مثل تمام برگ‌های ِ درخت‌های ِ حیاط‌مان

که آب گرفت تمام خیابان‌ها را

زیرگذرها را

مغازه‌ها را

که مردم کلی فحش نثار شهردار کردند

می‌دانی امروز بعد از مدت‌ها یادم آمد که نفس هم می‌کشم

 که ریه‌ها را از ابدیت پر و خالی بکنم...

و پر شوم از احساسات مخملی

یادم آمد هوا که بارانی باشد دعاها می‌توانند بپرند بالاتر و برسند دست خود خدا

و این‌که فردا جمعه است

و کارمان گیر است

و ...

فکر کردم باید به تو بگویم همه‌ی این‌ها را

هـــــــــــــــــــــــی

نبودی که....

 

نوشته شده در پنجشنبه 1387/06/07ساعت 23:56 توسط مترسک| |

 

 

مراسم گاوبازی ِ اسپانیایی‌ها را که دیده‌ای حتماً

کسی که زیر لگدهای گاو تقلا می‌کند

می‌بینی انسان وقتی که نتواند از مغزش استفاده کند چه‌قدر حقیر می‌شود!

چه‌قدر مظلوم و بی‌دفاع

به اندازه‌ی یک گربه خلاقیت ندارد حتی

 

 

بعضی از اتفاقات حکم همان گاو را دارند برایم

که ناگهانی می‌رسند

قدرت تعقلم را می‌گیرند

و من تبدیل می‌شوم به یک موجود تب‌دار ِ هیجان‌زده‌ی ِ گیج

که چیزی جز عکس‌العمل‌های غریزی از دستم برنمی‌آید.

و...(گفتنش دردناک است)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*این ذهن وقتی که بی‌کار می‌شود به کجاها که سر نمی‌کشد.

ذهن ِ عزیز ِ لحظه‌های ِ علافی!

نوشته شده در دوشنبه 1387/06/04ساعت 11:36 توسط مترسک| |


Design By : Night Skin


صندوق‌چه
لینک‌دونی
Design